الان بهم زنگ زدن پیشنهادم رو برای قرارداد براشون بفرستم.  فکر نمی کردم زنگ بزنن.  یه استرس بدی گرفتم که نمی دونم چه طوری کمش کنم. بعد چند سال کار کردن چرا باید الان مضطرب باشم؟

بعدش هم این که فکر کنم از بس همش مضطربم دخترک هم استرس داره. تا آخر هفته وقت دارم چند تا راه برای مقابله با استرس پیدا کنم.

پ.ن. هنوز اون پیشنهاد رو برای مرکز خیریه نفرستادم. چون همه چیزایی که می خواستم رو آماده نکردم. باید هر ایده ای که به ذهنم می رسه رو همون لحظه یادداشت کنم. باید دوباره وایت برد نصب کنم.